انیساانیسا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 8 سال و 10 ماه سن داره

مثل عشق

مادر عزیزم روزت مبارک

کردم از علم سوال می توانی آیا معنی مادر را بهر من شرح دهی ؟ گفت نی نی هرگز من برای این کار منطق و فلسفه و عقل و زبان کم دارم ! قدرت شرح و بیان کم دارم ! … در پی عشق شدم تا در آیینه ی او چهره ی مادر بینم دیدم او مادر بود دیدم او در دل عطر دیدم او در تن گل دیدم او در دم جان پرور مشکین نسیم دیدم او در پرش نبض سحر دیدم او در تپش قلب چمن دیدم او لحظه ی روئیدن باغ از دل سبزترین فصل بهار لحظه ی پر زدن پروانه در چمنزار دل انگیزترین زیبایی بلکه او درهمه ی زیبایی بلکه او درهمه ی عالم خوبی ، همه ی رعنایی همه جا پیدا بود همه جا پیدا بود   . . . . . ...
23 ارديبهشت 1391

صبحونه دو نفری

     امروز صبح نی نی دخملی و بابا سعید یه صبحونه دو نفری با هم خوردن که............. امروز آنیسا گلی صبح زود بیدار شد و با بابا سعید در یک خلوت پدر و دختری با هم صبحونه ای خوردن که بابا سعید از این صبحانه بسیار بسیاااااااااار لذت برده بود. قربونت بشم گل دخملم که در کنار بابا بودی وبا وجودت  این همه حس زیبا به باباسعید دادی. ...
20 ارديبهشت 1391

کارهای جدید

  لی لی لی لی حوضک: انگشت اشاره دست راستشو میزاره کف دست چپش و میخونه (اینو مادرجون بهش یاد داده) و تا میگی آنیسا لی لی لی لی حوضک سریع اینکارو میکنه.!!! شیردادن  به عروسک: عروسکشو میزاره کنارش و بلوزشو میزنه بالا تا به عروسکش شیر بده!!! کشتن مگسها: مگس کش رو بر میداره و دنبال مگس میدوه تا بکشتشون بعد هم الکی میزنه رو میز و میخنده !!!! خودش میره سمت دستشویی: وقتی پی پی کرده خودش میره سمت دستشویی تا بشورمش و وقتی هم که جیش کرده باشه پوشکشو میکشه تا به من بفهمونه جیش کرده. وقتی اب میخواد: میره جلوی یخچال و اب سرد کن رو نشون میده تا بهش اب بدم. ...
15 ارديبهشت 1391

دوشنبه 11اردیبهشت

دوشنبه عصر با خاله سمانه پارک دورشهر قرار داشتیم. بابا سعید امد و ما رو برد و این اولین باری بود که من تنهایی با شما میرفتیم پارک. چه پارک رفتنی شد..... من اصلا نتونستم کنار دوستام بشینم و همش به دنبال انیسا از این طرف به اون طرف. این بچه یک دقیقه هم ننشست.و همش در حال شیطونی. قربون شیطونیهات بشم .عکسهای پارک رو در ادامه مطلب میزارم.... راستی امروز ماهگرد تولدت بود عزیزم. دخترم 15 ماهه شدی عزیزم روزی که تو بدنیا امدی مثل امروز هوا بارونی بود ....اون بارون نبود....بلکه اشک فرشته ها بود ....اونها داشتن گریه میکردن چون یکیشون کم شده بود. تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم......یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو   ...
13 ارديبهشت 1391

آنیسا و شیطونیهاش

من نمیدونم همه ی بچه ها اینقدر شیطونن یا این نی نی دخملی ما اینقدر شیطونه. اتاقش که یه لحظه تمیز نمیمونه مگر اینکه خواب باشه. در کمد ویترینش که اسباب بازیهاش توشه رو هم تازگی یاد گرفته باز میکنه و...... همه ی اسباب بازیها وسط اتاق.... کاشکی به همون اتاق راضی بود. همه ی حال و اتاق خواب خودمون و اشپزخونه و.... همه جا پر از اسباب بازی های آنیسا خانم. اخرین کاری هم که یاد گرفته باز کردن در کشوهای میز های اتاق خواب خودمونه که بعد از باز کردن همه ی وسایل وسط اتاقن. الهی زودی بزرگ بشی مادر ...عاقل بشی ...این همه ریخت و پاچ نکنی. اینجا با انگشت داره  عکسهای کتاب رو نشون میده و خودش برای خودش میخونه ...
12 ارديبهشت 1391

بخور - نخورهای سال دوم زندگی

سلامت: بیشتر پزشکان اطفال و انجمن ترویج تغذیه با شیر مادر، عقیده دارند که برعکس سال اول که توصیه می شود تغذیه با شیر مادر مقدم بر غذای کمکی باشد، در سال دوم زندگی باتوجه به اهمیت بیشتر غذاهای جامد، تا حد امکان باید شیر مادر بعد از غذا به کودک داده شود. دفعات تغذیه کودک هم (به غیر از شیر مادر) هنوز باید مانند سال اول 5 تا 6بار در روز باشد. این توصیه ها، موفقیت شما را در تغذیه شیرخوارتان تضمین می کند: 1-   بین 1 تا 5/1سالگی، زمان تغییر تغذیه کودک از غذاهای کمکی به غذاهای سفره خانواده است. نباید در این کار تعلل کنید. 2-   توصیه می شود تا 18ماهگی باتوجه به تحمل کودک و به تدریج، غذاهای سال اول زندگی به سفره خانواده تبدیل ش...
7 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مثل عشق می باشد