تولد یکسالگی و تب
پنج شنبه برای نی نی دخملی یه جشن تولد کوچولو گرفتیم اما با چه سختی!!! انیسا جون مامایی و بابایی از صبح پنج شنبه تب کرد که نمیدونم علتش چی بود . همش توی بغل مامان بود تا شب و تبش هم هی بالا و پایین میرفت. از اونجایی که مهمونا رو دعوت کرده بودیم نشد که مهمونی رو کنسل کنیم و بزاریم برای روز دیگه وبه این ترتیب پدر من (مامان انیسا)در امد! البته کار زیادی نداشتم ولی همون هم همش انیسا توی بغلم بود. شام رو از بیرون گرفتیم(کوبیده و جوجه)و من فقط الویه و ژله وسالاد درست کردم .کیک هم که سفارش داده بودیم(که اونطوری که میخواستیم نبود.یعنی اونی که ما سفارش داده بودیم با اونی که بهمون دادن خیلی فرق داشت!) ومیوه و اجیل هم که کاری نداشت.تزیین...
نویسنده :
آنیسا جون
21:22






